گروه صنعتی آوان پایش

آنالیز ارتعاشات گیربکس و فرکانس‌های دندانه؛ از GMF تا باندهای کناری

آنالیز ارتعاشات گیربکس و فرکانس‌های دندانه؛ از GMF تا باندهای کناری

گیربکس را نمی‌شود فقط با «شنیدن» شناخت. صدایی که امروز عادی به نظر می‌رسد، می‌تواند شش ماه بعد تبدیل به شکستگی دندانه شود، و وقتی گوش آدم به آن عادت کرده باشد، دیگر هشدار نمی‌دهد. آنالیز ارتعاشات گیربکس دقیقاً برای همین است: به‌جای قضاوت با حس، رفتار هر چرخ‌دنده را روی طیف فرکانس ببینیم، با عدد بسنجیم و با روند زمانی مقایسه کنیم.

در این مقاله با نگاه یک تحلیل‌گر ارتعاش، سه چیز را باز می‌کنیم: فرکانس درگیری دندانه (GMF) چیست، باندهای کناری چه می‌گویند، و چطور از روی طیف به یک تصمیم نگهداری برسیم.

رمزگشایی فرکانس درگیری دندانه (GMF) در آنالیز ارتعاشات گیربکس

آنالیز ارتعاشات گیربکس چه فرقی با الکتروموتور دارد؟

الکتروموتور معمولاً چند مؤلفه‌ی ساده دارد: 1x، 2x، فرکانس خط و چند هارمونیک. گیربکس اما چند شفت با دورهای مختلف دارد و هر زوج چرخ‌دنده فرکانس مخصوص خودش را می‌سازد. نتیجه این است که طیف گیربکس پر از پیک است و اگر ندانید هر پیک مال کدام شفت یا کدام زوج دنده است، عملاً با یک نقشه‌ی بدون راهنما طرف هستید.

مقایسه‌ی طیف ارتعاشی گیربکس و الکتروموتور

پیش از هر اندازه‌گیری، نقشه یا پلاک گیربکس را پیدا کنید و این چهار داده را بنویسید: دور ورودی، تعداد دندانه‌ی هر چرخ‌دنده، تعداد مراحل کاهش و نوع دنده (ساده، مارپیچ یا مخروطی). بدون این چهار داده، حتی بهترین دستگاه هم فقط یک طیف شلوغ تحویل می‌دهد و تفسیرش به حدس تبدیل می‌شود.

اگر با مبانی تحلیل طیف آشنایی کمتری دارید، پیشنهاد می‌کنم ابتدا یک بار صفحه‌ی آنالیز ارتعاشات و تفسیر شکل موج‌ها را مرور کنید؛ بقیه‌ی این متن روی همان پایه بنا می‌شود. برای نگاه کلی‌تر به عیوب گیربکس هم عیب‌یابی گیربکس را ببینید.

فرکانس‌های مهم در آنالیز ارتعاشات گیربکس

چهار فرکانس کلیدی در آنالیز ارتعاشات گیربکس

چهار فرکانس زیر ستون‌های اصلی خواندن طیف گیربکس‌اند. اگر این چهار مورد را بشناسید، بیشتر پیک‌های طیف معنا پیدا می‌کنند و دیگر با یک جنگل از خطوط روبه‌رو نیستید.

۱. فرکانس چرخش شفت‌ها

هر شفت یک فرکانس چرخش دارد که از تقسیم دور بر ۶۰ به دست می‌آید. اگر موتور با ۱۴۸۰ دور بر دقیقه کار کند، شفت ورودی حدود ۲۴٫۶۷ هرتز دارد. شفت خروجی با نسبت دنده کند می‌شود و فرکانس خودش را دارد. این فرکانس‌ها بعداً برای شناسایی باندهای کناری لازم می‌شوند، پس بهتر است همان ابتدا برای همه‌ی شفت‌ها یادداشتشان کنید.

۲. فرکانس درگیری دندانه (GMF)

فرکانس درگیری دندانه از ضرب تعداد دندانه‌ی یک چرخ‌دنده در دور همان شفت به دست می‌آید. نکته‌ی جالب این است که برای دو چرخ‌دنده‌ی درگیر با هم، هر دو محاسبه مقدار یکسانی می‌دهند؛ چون هر درگیری یک دندانه‌ی پینیون را با یک دندانه‌ی چرخ‌دنده‌ی بزرگ جفت می‌کند. به همین دلیل GMF تقریباً همیشه در طیف گیربکس دیده می‌شود و وجود آن به‌تنهایی نشانه‌ی عیب نیست؛ دامنه‌اش هم به بار لحظه‌ی اندازه‌گیری وابسته است.

۳. باندهای کناری (Sidebands)

رمزگشایی باندهای کناری در طیف فرکانسی گیربکس

باند کناری یعنی پیک‌هایی که در فاصله‌ی ثابتی بالا و پایین GMF یا هارمونیک‌های آن ظاهر می‌شوند. این پیک‌ها وقتی ساخته می‌شوند که درگیری دندانه‌ها در هر دور شفت یکنواخت نباشد، مثلاً به‌دلیل خروج از مرکزی، تاب‌داشتن شفت یا یک دندانه‌ی آسیب‌دیده. فاصله‌ی باندهای کناری با دور همان شفتی که مشکل دارد برابر است؛ بنابراین با اندازه‌گیری فاصله‌ی پیک‌ها می‌توانید بفهمید «کدام چرخ‌دنده» مقصر است.

به زبان ساده، GMF مثل یک صدای پایه است و باندهای کناری مثل تغییر آهنگ آن در هر دور. هر چه این تغییر بیشتر باشد، باندها بیشتر و پررنگ‌تر می‌شوند. برای همین، تعداد و گستردگی باندها اغلب مهم‌تر از ارتفاع یک پیک تکی است.

۴. فرکانس دندانه‌ی شکارچی (HTF)

این فرکانس خیلی پایین است و نشان می‌دهد هر چند وقت یک بار یک جفت دندانه‌ی مشخص دوباره به هم می‌رسند. اگر یک دندانه‌ی پینیون و یک دندانه‌ی چرخ‌دنده هر دو آسیب دیده باشند، بیشترین ارتعاش دقیقاً وقتی رخ می‌دهد که این دو دندانه با هم درگیر شوند. چون HTF کم‌فرکانس است، در طیف به‌سختی دیده می‌شود و معمولاً در شکل موج زمانی آسان‌تر پیدا می‌شود.

مثال عددی آنالیز ارتعاشات گیربکس

فرض کنید گیربکسی یک‌مرحله‌ای داریم که موتور با ۱۴۸۰ دور بر دقیقه آن را می‌چرخاند، پینیون ۲۱ دندانه و چرخ‌دنده‌ی بزرگ ۵۶ دندانه دارد. این اعداد فرضی‌اند و فقط برای فهم محاسبه آمده‌اند.

کمیت محاسبه مقدار تقریبی
فرکانس شفت ورودی ۱۴۸۰ ÷ ۶۰ ۲۴٫۶۷ هرتز
GMF ۲۱ × ۲۴٫۶۷ ۵۱۸ هرتز
دور شفت خروجی ۱۴۸۰ × ۲۱ ÷ ۵۶ ۵۵۵ دور بر دقیقه
فرکانس شفت خروجی ۵۵۵ ÷ ۶۰ ۹٫۲۵ هرتز
HTF ۲۴٫۶۷ × ۷ ÷ ۵۶ حدود ۳٫۰۸ هرتز

محاسبه‌ی دور شفت چرخ‌دنده‌ی معیوب از روی فاصله‌ی باندهای کناری

در این مثال، بزرگ‌ترین مقسوم‌علیه مشترک ۲۱ و ۵۶ برابر ۷ است و همین عدد در HTF دخیل است. حالا فرض کنید در طیف، دور GMF یعنی ۵۱۸ هرتز، دو جفت باند کناری با فاصله‌ی ۹٫۲۵ هرتز دیدید؛ یعنی پیک‌هایی حوالی ۵۰۸٫۸ و ۵۲۷٫۲ هرتز، و بعد ۴۹۹٫۵ و ۵۳۶٫۵ هرتز. فاصله‌ی ۹٫۲۵ هرتز دقیقاً فرکانس شفت خروجی است؛ پس مشکوک‌ترین مورد چرخ‌دنده‌ی بزرگ یا شفت خروجی است. اگر فاصله‌ی باندها ۲۴٫۶۷ هرتز بود، پینیون یا شفت ورودی را باید بررسی می‌کردیم.

اگر پیک GMF در طیف شما با عدد محاسبه‌شده نمی‌خواند، قبل از هر نتیجه‌گیری سراغ داده‌های ورودی بروید: دور واقعی، تعداد دندانه‌ها یا انتخاب اشتباه شفت. این بررسی ساده جلوی بسیاری از تشخیص‌های غلط را می‌گیرد.

آنالیز ارتعاشات گیربکس را چگونه اندازه‌گیری کنیم؟

انتخاب محل حسگر

فیزیک اندازه‌گیری و انتخاب محل نصب حسگر ارتعاش روی گیربکس

هر قدر حسگر به مسیر انتقال نیرو نزدیک‌تر باشد، اطلاعات بهتری می‌گیرید. محل مناسب، نزدیک‌ترین نقطه‌ی صلب به یاتاقان هر شفت است، نه پوسته‌ی نازک گیربکس. برای گیربکس‌های مارپیچ علاوه بر شعاعی، راستای محوری هم مهم است چون نیروی محوری دنده‌ی مارپیچ عیب را بهتر نشان می‌دهد. جزئیات انتخاب حسگر در سنسورهای ارتعاش‌سنجی آمده است.

یک نکته‌ی عملی: محل نصب را علامت بزنید و دفعه‌ی بعد دقیقاً همان‌جا اندازه بگیرید. جابه‌جایی حتی چند سانتی‌متری حسگر می‌تواند دامنه را تغییر دهد و مقایسه‌ی روند را مخدوش کند.

تنظیم محدوده‌ی فرکانس و وضوح

اشتباه رایج این است که فقط با یک محدوده‌ی عمومی (مثلاً تا ۱۰۰۰ هرتز) ثبت کنید و از GMF و هارمونیک‌ها بی‌خبر بمانید. توصیه‌ی تخصصی این است که طیف را حداقل تا حدود سه برابر GMF ثبت کنید و دور GMF را با وضوح بالا (Zoom) هم بگیرید تا باندهای کناری نزدیک به هم دیده شوند. در مثال بالا، سه برابر GMF حدود ۱۵۵۴ هرتز است، پس محدوده‌ی ثبت باید از آن فراتر برود.

ثبت هم‌زمان طیف و شکل موج

مقایسه‌ی طیف فرکانسی و شکل موج زمانی در تشخیص عیب ارتعاشی

طیف می‌گوید «چه فرکانس‌هایی هستند»، شکل موج می‌گوید «چطور رخ می‌دهند». ضربه‌ی تیز یک‌بار در هر دور شفت، نشانه‌ی روشن شکستگی یا ترک دندانه است و با فرسودگی یکنواخت یا خروج از مرکزی فرق دارد؛ برای همین هر دو را کنار هم نگاه کنید.

تشخیص عیب گیربکس از روی الگوی طیف

ماتریس راهنمای سریع تشخیص عیب گیربکس

عیب الگوی طیف نکته‌ی تفکیک
فرسودگی یکنواخت دندانه رشد GMF و هارمونیک‌ها، باندهای کناری ملایم شکل موج بدون ضربه‌ی تیز
خروج از مرکزی یا تاب شفت باندهای کناری با فاصله‌ی دور همان شفت با تغییر بار تغییر می‌کند
شکستگی یا ترک دندانه باندهای کناری متعدد، ضربه‌ی تیز در شکل موج یک ضربه در هر دور شفت
نامیزانی و ناهم‌راستایی 1x و 2x بالا، GMF معمولاً ثابت ابتدا کوپلینگ را بررسی کنید
عیب یاتاقان فرکانس‌های غیرهمزمان با دور و هارمونیک‌های آن‌ها از GMF مستقل است

این جدول یک راهنمای اولیه است، نه حکم نهایی. در عمل چند عیب می‌توانند هم‌زمان وجود داشته باشند و الگوها روی هم بیفتند؛ پس همیشه یافته‌های طیف را با شکل موج، بار و سابقه‌ی تعمیرات تطبیق دهید.

سیگنال‌های کاذب دنده ناشی از کوپلینگ، یاتاقان و ناهم‌راستایی

اگر به هم‌راستایی شک دارید، قبل از قضاوت درباره‌ی دنده‌ها حتماً شفت ورودی و کوپلینگ را بررسی کنید؛ بسیاری از لرزش‌های «گیربکس» در واقع از ناهم‌راستایی بین موتور و گیربکس می‌آیند. در این مورد، همراستاسازی لیزری و ناهم‌راستایی در تجهیزات دوار را بخوانید و پیش از هر تعمیر سنگین مطمئن شوید که اتصال موتور و گیربکس درست است.

مراحل عملی آنالیز ارتعاشات گیربکس

گردش کار هشت‌مرحله‌ای آنالیز ارتعاشات گیربکس

  1. مرجع بگیرید: دور واقعی و تعداد دندانه‌ها را از نقشه یا پلاک بردارید و GMF هر مرحله را حساب کنید.
  2. سه راستا بخوانید: افقی، عمودی و محوری روی یاتاقان هر شفت.
  3. GMF را پیدا کنید: مطمئن شوید پیک اصلی واقعاً با محاسبه‌ی شما می‌خواند؛ اگر نمی‌خواند، دور یا تعداد دندانه را اشتباه گرفته‌اید.
  4. روی GMF زوم کنید: فاصله‌ی باندهای کناری را بر حسب هرتز بخوانید.
  5. فاصله را با دور شفت‌ها مقایسه کنید: هر فاصله به یک چرخ‌دنده یا شفت اشاره می‌کند.
  6. شکل موج را ببینید: دنبال ضربه‌ی تیز دوره‌ای بگردید.
  7. بار را ثبت کنید: GMF با بار تغییر می‌کند؛ برای مقایسه‌ی بعدی، شرایط بار را یادداشت کنید.
  8. روند بسازید: اندازه‌گیری مجدد در فواصل منظم، مهم‌تر از عدد تکی است.

اشتباه‌های رایج در آنالیز ارتعاشات گیربکس

چهار اشتباه رایج و پرهزینه در آنالیز ارتعاشات گیربکس

مقایسه‌ی عددها بدون شرایط یکسان. دامنه‌ی GMF به بار وابسته است. اگر یک بار با بار ۳۰ درصد و بار دیگر با بار کامل اندازه بگیرید، تغییر دامنه شاید ربطی به خرابی نداشته باشد.

غافل شدن از دور دقیق. اگر موتور با اینورتر کار می‌کند، دور اسمی را مبنا نگیرید. حتی دو درصد خطا در دور، پیک‌ها را از محلی که انتظار دارید جابه‌جا می‌کند و تشخیص باندهای کناری را سخت می‌کند.

نادیده گرفتن یاتاقان‌ها. گاهی فرسودگی یاتاقان باعث خروج از مرکزی می‌شود و در نتیجه باندهای کناری GMF تغییر می‌کنند. اگر طیف را فقط روی دنده‌ها خلاصه کنید، منشأ را از دست می‌دهید؛ برای مرور مشکلات یاتاقان به علل خراب شدن بلبرینگ و بیرینگ مراجعه کنید.

تصمیم‌گیری بر مبنای یک اندازه‌گیری. یک طیف تنها عکس لحظه‌ای از گیربکس است. چیزی که تصمیم را قابل‌اتکا می‌کند، روند چند اندازه‌گیری متوالی است.

سناریوی فرضی آنالیز ارتعاشات گیربکس؛ وقتی صدا دلیل اصلی نبود

درخت تصمیم عیب‌یابی گیربکس زوزه‌کش

فرض کنید اپراتور خط می‌گوید گیربکس چند هفته است صدای زوزه‌مانند می‌دهد. شما طیف را می‌گیرید و می‌بینید GMF بالاتر از دفعه‌ی قبل است، اما باندهای کناری تغییر چندانی نکرده‌اند و شکل موج هم ضربه‌ی تیزی ندارد. اولین گمان معمولاً «دنده‌ها ساییده‌اند» است؛ ولی وقتی بار لحظه‌ی اندازه‌گیری را با دفعه‌ی قبل مقایسه می‌کنید، می‌بینید خط این بار نزدیک به ظرفیت کامل کار می‌کرده است. چون دامنه‌ی GMF به بار وابسته است، بخش بزرگی از افزایش، اثر بار است و نه خرابی.

قدم بعدی این است که در همان بار قبلی دوباره اندازه بگیرید، دمای روغن را بخوانید و نمونه‌ی روغن بفرستید. اگر هر سه نتیجه عادی بود، به‌جای باز کردن گیربکس، روند را با فاصله‌ی کوتاه‌تر زیر نظر بگیرید. این مثال نشان می‌دهد چرا «شرایط اندازه‌گیری» را باید دقیقاً مثل خود عدد ثبت کرد و چرا قضاوت عجولانه می‌تواند توقف و هزینه‌ی بی‌مورد بسازد.

بر اساس آنالیز ارتعاشات گیربکس چه زمانی آن را باز کنیم؟

معیارهای باز کردن و تعمیر گیربکس صنعتی

هیچ عدد جادویی وجود ندارد که بگوید همین الان باید گیربکس را باز کنید. اما چند نشانه در کنار هم تصمیم را ساده‌تر می‌کنند: رشد پایدار GMF و هارمونیک‌ها در چند اندازه‌گیری پشت‌سرهم، ظاهر شدن باندهای کناری که قبلاً نبودند یا عریض‌تر شده‌اند، ضربه‌ی تیز دوره‌ای در شکل موج، افزایش ذرات فلزی در روغن و افزایش دما.

هر کدام از این‌ها تنها کافی نیست، ولی دو یا سه نشانه با هم، دلیل خوبی برای برنامه‌ریزی توقف است. به این ترتیب، تعمیر را پیش از شکستگی کامل و در توقف برنامه‌ریزی‌شده انجام می‌دهید، نه در توقف ناگهانی خط؛ هدف نهایی آنالیز ارتعاشات گیربکس همین است.

جایگاه آنالیز ارتعاشات گیربکس در پایش وضعیت

نقش پایش گیربکس در سلامت دارایی‌های کارخانه

اگر در کارخانه‌ی شما ده‌ها گیربکس وجود دارد، لازم نیست همه را با یک شدت بررسی کنید. گیربکس‌های حیاتی (آن‌هایی که توقفشان کل خط را متوقف می‌کند) را با فاصله‌ی کوتاه‌تر و گیربکس‌های کم‌اهمیت‌تر را با فاصله‌ی بلندتر اندازه بگیرید و برای همه‌شان مبنای اولیه (baseline) بسازید. از وقتی مبنا دارید، هر تغییر قابل‌مقایسه می‌شود.

برای شروع این مسیر، مطالعه‌ی پایش وضعیت چیست؟ می‌تواند کمک کند. یعنی آنالیز ارتعاشات گیربکس باید یک فعالیت دوره‌ای باشد، نه یک بررسی یک‌باره.

مطالعه‌ی بیشتر

اگر انگلیسی می‌خوانید، راهنمای Acoem درباره‌ی شناخت گیربکس‌ها و محاسبه‌ی فرکانس‌های درگیری مثال‌های عددی بیشتری دارد و برای تمرین بعد از خواندن این مقاله مناسب است.

سؤالات متداول

آیا بالا بودن GMF به‌تنهایی یعنی گیربکس خراب است؟

خیر. GMF همیشه در طیف گیربکس وجود دارد و دامنه‌ی آن با بار تغییر می‌کند. نگران‌کننده‌تر، رشد روندی دامنه، پیدایش باندهای کناری جدید یا ضربه‌ی تیز در شکل موج است.

چطور بفهمم باند کناری مربوط به کدام چرخ‌دنده است؟

فاصله‌ی باند کناری را بر حسب هرتز اندازه بگیرید و با فرکانس چرخش هر شفت مقایسه کنید. هر شفتی که با فاصله‌ی باندها مطابقت دارد، مظنون اصلی است.

HTF را در عمل چطور پیدا کنیم؟

چون HTF بسیار کم‌فرکانس است، معمولاً در شکل موج زمانی یا با ثبت طولانی‌مدت پیدا می‌شود و برای شناسایی زوج دندانه‌های آسیب‌دیده به‌کار می‌رود.

آیا لرزش گیربکس همیشه از خود دنده‌هاست؟

نه. ناهم‌راستایی، شل بودن پایه، عیب یاتاقان و نامیزانی هم لرزش می‌سازند. ابتدا این موارد را حذف کنید و بعد درباره‌ی دنده‌ها نظر بدهید.

آنالیز ارتعاشات گیربکس را به متخصص بسپاریم؟

خدمات حرفه‌ای آنالیز ارتعاشات و عیب‌یابی تجهیزات دوار آوان پایش

اگر دستگاه یا تجربه‌ی کافی برای تحلیل باندهای کناری ندارید، می‌توانید از خدمات تحلیل ارتعاش و عیب‌یابی تجهیزات دوار استفاده کنید. پیش از تماس، نقشه یا پلاک گیربکس، دور، بار کاری و سابقه‌ی تعمیرات را آماده کنید و از طریق صفحه‌ی تماس با ما درخواست بررسی ثبت کنید.

مشاوره بگیرید