گروه صنعتی آوان پایش

تشخیص نابالانسی فن با دستگاه آنالیز ارتعاشات؛ آموزش گام‌به‌گام از طیف FFT تا وزنه‌ی اصلاحی

تشخیص نابالانسی فن با دستگاه آنالیز ارتعاشات؛ آموزش گام‌به‌گام از طیف FFT تا وزنه‌ی اصلاحی

می‌خواهید بدانید فنی که می‌لرزد واقعاً نابالانس است یا مشکل جای دیگری است؟ جواب را دستگاه آنالیز ارتعاشات می‌دهد، به شرط اینکه بدانید کجا حسگر بگذارید، چه چیزی را بخوانید و کدام الگو را به کدام عیب نسبت دهید. در این آموزش قدم‌به‌قدم جلو می‌رویم: از انتخاب نقطه‌ی اندازه‌گیری تا خواندن پیک 1x، بررسی فاز، جدا کردن نابالانسی از عیوب مشابه، و حتی یک مثال عددی از محاسبه‌ی وزنه‌ی اصلاحی.

پرسش اول: از کجا شروع کنیم؟

پیش از دست زدن به دستگاه، چهار اطلاعات پایه را یادداشت کنید: دور کاری فن، نوع انتقال قدرت (مستقیم، تسمه‌ای یا کوپلینگ)، موقعیت یاتاقان‌ها و دسترسی به پروانه. بدون دور دقیق، پیدا کردن پیک 1x در طیف عملاً حدسی می‌شود. اگر فن اینورتر دارد، عددی را که روی نمایشگر اینورتر هست با تاکومتر مقایسه کنید؛ گاهی لغزش یا تنظیمات باعث اختلاف می‌شود. اگر با مبانی ارتعاش آشنایی کمتری دارید، یک نگاه به مقاله‌ی مبانی ارتعاشات کمک می‌کند.

پرسش دوم: حسگر را کجا نصب کنیم؟

برای تشخیص نابالانسی، بهترین نقطه‌ها روی یا نزدیک به یاتاقان‌ها هستند، نه روی پوسته‌ی نازک فن یا حلزونی. اندازه‌گیری روی بدنه‌ی نازک فقط ارتعاش همان ورق را نشان می‌دهد، نه نیروی منتقل‌شده به یاتاقان. روی هر یاتاقان این سه راستا را بخوانید:

  • افقی (H): معمولاً دامنه‌ی بیشتری برای نابالانسی نشان می‌دهد، چون سختی افقی پایه‌ها کمتر است
  • عمودی (V): برای مقایسه‌ی دامنه و فاز با راستای افقی
  • محوری (A): برای تشخیص ناهم‌راستایی یا خمیدگی شفت

سطح نصب باید تمیز، بدون رنگ ضخیم و صلب باشد. پایه‌ی مغناطیسی روی سطح صاف و تمیز بهتر عمل می‌کند و اگر محل نصب لرزان یا لق باشد، داده‌ها را خراب می‌کند. درباره‌ی انتخاب حسگر مناسب، مطلب سنسورهای ارتعاش‌سنجی را ببینید.

پرسش سوم: چه چیزی را در طیف FFT باید ببینیم؟

طیف FFT ارتعاش را به فرکانس‌های تشکیل‌دهنده تفکیک می‌کند. در نابالانسی جرمی، الگوی کلاسیک این است: یک پیک غالب دقیقاً در فرکانس دور (1x)، با هارمونیک‌های ضعیف و دامنه‌ی شعاعی بیشتر از محوری. منابع آموزشی ارتعاش هم همین را می‌گویند: اگر در اندازه‌گیری شعاعی دامنه‌ی 1x زیاد و هارمونیک‌ها کم باشند، باید به نابالانسی فکر کرد.

اما فقط داشتن یک پیک بلند در 1x کافی نیست. از روی دور مثلاً ۱۴۸۰ دور بر دقیقه، فرکانس چرخش حدود ۲۴٫۷ هرتز است. اگر پیک اصلی شما در ۲۴٫۷ هرتز دیده می‌شود، یک گام جلو رفته‌اید. اگر پیک در ۴۹٫۳ هرتز (2x) بلندتر است، ناهم‌راستایی را جدی‌تر بگیرید. جزئیات خواندن شکل موج و طیف را در تفسیر اطلاعات شکل موج‌ها می‌توانید دنبال کنید.

پرسش چهارم: فاز چه چیزی را ثابت می‌کند؟

فاز، فاصله‌ی زمانی بین یک نشانه‌ی مرجع روی شفت (نوار بازتابنده) و اوج ارتعاش است. نابالانسی خالص دو رفتار فازی مشخص دارد: فاز پایدار و تکرارپذیر است و بین راستای افقی و عمودی در یک یاتاقان، اختلاف فاز حدود ۹۰ درجه دیده می‌شود (با تلرانس تقریبی ۳۰ تا ۴۰ درجه). منابع تخصصی نیز بر این الگوی ۹۰ درجه و بر ثبات فاز تأکید دارند.

تفاوت انواع نابالانسی در فاز بین دو یاتاقان آشکار می‌شود:

نوع نابالانسی فاز بین دو یاتاقان (هم‌راستا) اقدام
استاتیک تقریباً هم‌فاز معمولاً بالانس تک‌صفحه
کوپل حدود ۱۸۰ درجه اختلاف بالانس دو‌صفحه
دینامیک (ترکیبی) اختلاف فاز بین این دو بالانس دو‌صفحه

این نکته در گونه‌های مختلف نابالانسی با جزئیات بیشتری توضیح داده شده است.

پرسش پنجم: چطور نابالانسی را از عیوب مشابه جدا کنیم؟

یک قاعده‌ی کاربردی داریم: اگر فقط 1x بلند است و فاز پایدار است، به نابالانسی نزدیک‌ترید. اگر چیز دیگری هم وجود دارد، یکی از سناریوهای زیر محتمل‌تر است:

  • ناهم‌راستایی: پیک 2x قابل‌توجه یا ارتعاش محوری بالا، گاهی با فاز ۱۸۰ درجه در دو سوی کوپلینگ؛ بخش ناهم‌راستایی را بخوانید
  • لقی مکانیکی: هارمونیک‌های متعدد (2x، 3x، حتی کسری) و فاز ناپایدار؛ ببینید لقی پایه‌ی فن
  • رزونانس: دامنه‌ی بسیار بالا فقط در محدوده‌ی دور مشخص و تغییر شدید فاز با تغییر دور
  • خمیدگی شفت: 1x بالا همراه با مؤلفه‌ی محوری قابل‌توجه
  • عیوب برقی: پیک‌هایی مرتبط با فرکانس خط، که با قطع برق ناپدید می‌شوند؛ مطلب عیوب الکتریکی را ببینید

یک آزمون ساده‌ی جداسازی هم وجود دارد: لحظه‌ی قطع برق را زیر نظر بگیرید. اگر لرزش بلافاصله و به‌شکل ناگهانی افت کند، منشأ الکتریکی محتمل است. اگر لرزش همراه با کاهش تدریجی دور (در زمان توقف آزاد) کم شود، منشأ مکانیکی و وابسته به دور محتمل‌تر است.

پرسش ششم: یک مثال عددی از بالانس تک‌صفحه

این مثال فرضی است و فقط برای فهم منطق روش آورده شده؛ دستگاه‌های امروزی این محاسبه را خودکار انجام می‌دهند. فرض کنید در دور کاری، ارتعاش اولیه‌ی یاتاقان ۸٫۰ میلی‌متر بر ثانیه با فاز ۴۰ درجه ثبت شده است. یک وزنه‌ی آزمایشی ۲۰ گرمی در زاویه‌ی صفر نصب می‌کنیم و اندازه‌گیری مجدد ۵٫۰ میلی‌متر بر ثانیه با فاز ۱۲۵ درجه می‌دهد.

  1. تغییر برداری ارتعاش (اثر وزنه‌ی آزمایشی) از تفاضل برداری دو اندازه‌گیری به دست می‌آید.
  2. ضریب تأثیر، یعنی تغییر برداری به ازای هر گرم، تقریباً ۰٫۵ میلی‌متر بر ثانیه بر گرم با زاویه‌ی حدود ۱۸۷ درجه محاسبه می‌شود.
  3. وزنه‌ی اصلاحی از تقسیم منفی بردار ارتعاش اولیه بر ضریب تأثیر به دست می‌آید: حدود ۱۷٫۷ گرم در زاویه‌ی ۳۳ درجه نسبت به مبنای زاویه‌ی وزنه‌ی آزمایشی.
  4. وزنه‌ی آزمایشی برداشته و ۱۷٫۷ گرم در زاویه‌ی گفته‌شده نصب می‌شود. اگر پره‌ها گسسته باشند، مقدار بین دو پره‌ی نزدیک تقسیم می‌شود.
  5. اندازه‌گیری نهایی تأیید می‌کند ارتعاش باقی‌مانده در حد قابل‌قبول است.

اگر پس از نصب وزنه، ارتعاش اصلاً کم نشد یا فاز بی‌ثبات بود، احتمالاً مشکل دیگری هم وجود دارد: لقی، رزونانس یا آسیب شفت. در این حالت، تکرار محاسبه فایده‌ای ندارد و باید ابتدا به عیب‌یابی فن برگردید.

پرسش هفتم: بعد از بالانس، چه عددی قابل‌قبول است؟

گرید بالانس G6.3 در ISO 1940-1 و ویرایش جدیدتر آن (ISO 21940-11) برای پروانه‌ی فن و بلوور از رایج‌ترین گریدها شناخته می‌شود. برای محاسبه‌ی نابالانسی باقی‌مانده‌ی مجاز، فرمول کاربردی به شکل زیر است:

eper (g·mm/kg) ≈ 9549 × G ÷ n

که در آن G گرید بالانس بر حسب میلی‌متر بر ثانیه و n دور بر دقیقه است. به‌عنوان مثال برای G6.3 و دور ۱۵۰۰، مقدار eper تقریباً ۴۰٫۱ گرم‌میلی‌متر بر کیلوگرم می‌شود. اگر جرم روتور ۵۰ کیلوگرم باشد، نابالانسی باقی‌مانده‌ی مجاز کل حدود ۲۰۰۵ گرم‌میلی‌متر است؛ در بالانس دو‌صفحه و با تقسیم مساوی، حدود ۱۰۰۳ گرم‌میلی‌متر برای هر صفحه. روی شعاع ۳۰۰ میلی‌متر، این مقدار معادل حدود ۳٫۳ گرم جرم باقی‌مانده است. برای پذیرش نهایی باید همین‌طور به استاندارد اختصاصی فن، دستورالعمل سازنده و شرایط پروژه مراجعه کنید.

چک‌لیست میدانی تشخیص نابالانسی

  • دور واقعی فن را با تاکومتر ثبت کردم
  • حسگر روی سطح تمیز و صلب نزدیک یاتاقان نصب شد
  • H و V و A در هر یاتاقان خوانده شد
  • در طیف، پیک 1x غالب است و هارمونیک‌ها کم‌اند
  • فاز تکرارپذیر است و اختلاف H و V نزدیک ۹۰ درجه است
  • لقی، ناهم‌راستایی، رزونانس و عیب برقی بررسی شد
  • پروانه تمیز است و رسوب نامتقارن ندارد
  • ایمنی (قفل‌گذاری، حفاظ، یک مسئول روشن/خاموش) رعایت شده است

خطاهای رایج در اندازه‌گیری که تشخیص را خراب می‌کنند

بسیاری از بالانس‌های ناموفق از خطای اندازه‌گیری شروع می‌شوند، نه از ضعف دانش. چند اشتباه تکراری را اینجا می‌آوریم تا از آن‌ها دوری کنید.

نشانه‌ی مرجع ضعیف. اگر نوار بازتابنده کثیف، چروک یا نامنظم باشد، تاکومتر در بعضی دورها پالس را از دست می‌دهد و فاز میان اندازه‌گیری‌ها می‌پرد. نوار را روی سطح تمیز و یکنواخت بچسبانید و فاصله و زاویه‌ی تاکومتر را ثابت نگه دارید.

تغییر شرایط بین اندازه‌گیری‌ها. اگر دور، بار، دمپر ورودی یا دمای یاتاقان بین اندازه‌گیری اولیه و آزمایشی فرق کند، تغییر ثبت‌شده فقط به وزنه‌ی آزمایشی مربوط نیست. دور را با دقت یکسان تنظیم کنید و اگر فن به دبی حساس است، شرایط دمپر را قفل کنید.

نصب یکسان نبودن حسگر. جابه‌جا کردن حسگر بین دو اندازه‌گیری، فاز و دامنه را عوض می‌کند. محل را با مداد علامت بزنید و در تمام مراحل از همان نقطه استفاده کنید.

کوتاه بودن زمان تثبیت. بعد از رسیدن به دور کاری، چند دقیقه صبر کنید تا دما و رفتار سیستم پایدار شود، مخصوصاً در فن‌هایی که یاتاقان‌های ژورنال دارند. عجله، بیشتر وقت‌ها به تکرار کار می‌انجامد.

توجه نکردن به رزونانس. اگر دور کاری شما نزدیک فرکانس طبیعی پایه یا داکت باشد، یک وزنه‌ی کوچک تغییر بزرگی در دامنه می‌سازد و ضریب تأثیر پایدار نخواهد بود. در این حالت باید ابتدا مسئله‌ی سازه حل یا دور کاری اندکی جابه‌جا شود؛ توضیح بیشتر در ارتعاشات ناشی از رزونانس آمده است.

ثبت داده برای پایش روند

اندازه‌گیری یک‌باره عکس لحظه‌ای از فن می‌دهد، اما ارزش واقعی داده وقتی معلوم می‌شود که آن را در طول زمان مقایسه کنید. بعد از هر بالانس، دامنه و فاز 1x، دور، بار، دمای یاتاقان و محل حسگر را در یک جدول ثبت کنید. اگر چند ماه بعد دامنه‌ی 1x دوباره بالا رفت، با مقایسه‌ی فاز می‌توانید حدس بزنید که تغییر در همان زاویه‌ی قبلی رخ داده (مثلاً رسوب روی یک پره) یا الگو تغییر کرده و باید به سراغ علت دیگری رفت. این رویکرد همان چیزی است که در پایش وضعیت برای تبدیل تعمیرات واکنشی به نگهداری برنامه‌ریزی‌شده از آن استفاده می‌شود. تجربه نشان می‌دهد واحدهایی که چنین سابقه‌ای دارند، در بازدید بعدی خیلی سریع‌تر به علت اصلی می‌رسند و هزینه‌ی توقف کمتری می‌پردازند.

چه تجهیزاتی لازم داریم؟

حداقل مجموعه شامل یک آنالایزر ارتعاش (ترجیحاً با قابلیت بالانس میدانی)، یک یا دو شتاب‌سنج، مرجع فاز و وزنه‌ی آزمایشی است. اگر قصد خرید یا مقایسه‌ی دستگاه دارید، صفحه‌ی دستگاه بالانس پرتابل و تاکومتر لیزری و استروبوسکوپ را ببینید. برای دید کلی‌تر از این ابزارها، مقاله‌ی ابزارهای اندازه‌گیری ارتعاش هم مفید است.

سؤالات متداول

آیا برای تشخیص نابالانسی حتماً به دو حسگر نیاز است؟

برای تشخیص اولیه یک حسگر و مرجع فاز کافی است. برای تفکیک استاتیک از کوپل یا دینامیک، فاز بین دو یاتاقان لازم است و بنابراین دو حسگر یا اندازه‌گیری هم‌زمان مناسب‌تر است.

اگر 1x بالاست ولی فاز ناپایدار است، چه کنم؟

اول لقی، رزونانس و خطای نصب حسگر را بررسی کنید. فاز ناپایدار معمولاً نشانه‌ی لقی یا رسوب متغیر است و بالانس روی چنین سیستمی نتیجه‌ی پایدار نمی‌دهد.

آیا با گوشی هوشمند می‌شود بالانس کرد؟

برنامه‌های گوشی برای غربالگری و ثبت روند مفیدند، اما دقت حسگر، پاسخ فرکانسی و ثبات فاز آن‌ها برای بالانس صنعتی معمولاً کافی نیست. برای کار حرفه‌ای از آنالایزر مجهز به حسگر استاندارد استفاده کنید.

مشاوره‌ی فنی

اگر دستگاه آنالیز ندارید یا نمی‌خواهید خودتان تحلیل را انجام دهید، می‌توانید از خدمات بالانس فن در محل و آنالیز ارتعاشات کمک بگیرید. برای ثبت درخواست، از صفحه‌ی تماس با ما استفاده کنید و دور، نوع فن و علائم مشاهده‌شده را همراه با درخواست ارسال کنید.

مشاوره بگیرید